تبليغاتX
دست نوشته های یک آماتـــور

دست نوشته های یک آماتـــور

» توفــــيــــق اجبــــــاري «

خب . مثل همه بايد بگيم كه اولش به نام خدا. خب به نام خدا. ارضا شدين؟ حالا گوش بگيرين ببينين چي وخوام بگم!!!‌( به لهجه ي شيرين برره اي بخونين اين جمله آخر رو.)

خب، شايد اين سوال براتون پيش اومده كه چرا اين تيتر اين آپ من هست . "توفيق اجباري" ،‌البته شايدم اين سوال واستون پيش نيومده ،‌اما من يك كاري كردم الآن كه اين سوال پيش بياد . اگه هم فكر كردين به اون فيلم مزخرف ايرانيه ربط داره ،‌نه . واقعا يك جورايي توفيق اجباريه اين مشكلي كه براي من پيش اومده . درسته ،‌گفتم مشكل. ولي اين مشكل از اونايي هستش كه به نفعه آدمه.مثل وقتي تو دبستان به مامان بابات ميگي موبايل ميخواي ميگن ،‌خووب نيست واسط. اما تو ميگي تو دلت برين بابا.به هر حال برسيم به قصه ما.

قصه از اينجا شروع ميشه كه پارسال من سريال لاست رو ديدم و همچنين با تي وي شو آشنا شدم.اين قصه قديمي رو خيلي ها ميدونن.اما جريان به اونجايي برميگرده كه من 3ماه تابستون شب تا صبح با ديال آپ ميومدم و قبض تلفن ديدني شد. اما من اول مهر ADSL گرفتم . و خلاصه بگم كه تمام بد بختي من از اينجا شروع شد.

ميتونم يكي از بزرگترين اشتباهات زندگيم بنامم اين اتفاق رو. اينكه اول مهر. يك ساله اينترنت ADSL گرفتم.و خلاصه كنم واستون از صبح تا شب تو تي وي شو و نت بودم.هيچي هم وقت واسه درس نميذاشتم.

به قول مامانم :" خاك تو سرت كنن كه تو همه چي زياده روي ميكني مثل بابات. بي جنبــه" . درسته.من زياده روي كردم.و كسي كه از اول دبستان تا اول دبيرستان نمره اي زير 17 نداشت در سال دوم نظري به شددددددددددت اُفت كرد. عمق شدت رو ديدين ؟ فهميدين موضوع رو ديگه؟!! شهريور و . . و حتي كسي كه تو كلاس زبانش 2 ترم شهريه رايگان گرفته بخاطر قبولي مستمر در 4 سال پياپي . در پنجمين سال حضورش ركورد رو نابود ميكنه و FAIL ميشه. و ميتونم امسال رو گند ترين سال زندگيم نام گذاري كنم.واقعا ميگم.



شايد حالا با خودتون بگين اين همه قصه كلثوم ننه براتون گفتم ؛ حالا چه ربطي به توفيق اجباري داشت. ميگم خدمتتون،‌ پدر بنده،‌به تازگي دفتري باز كردن كه نياز به كامپيوتري داره ،‌و از اونجايي كه تمايل ندارن پول پاي سيستم بدن و ميخوان منو تنبيه كنن (به گفته ي خودش از 3 سالگي منو تنبيه نكرده تا الآن) ،‌البته به طور مستقيم نگفت ميخواد تنبيه كنه منو هاااا. خلاصه ايشون تصميم به اين گرفتن كه سيستم اينجانب ،‌اميرحسين كارآموز به شماره شناسنامه 0092 و اضافات ،‌فرزند محمد حسن ،‌متولد تهران ،‌ساكن مشهد ،‌رو به دفتر شريفشون انتقال بدن ،‌تا اينجانت بتوانم در امر مطالعه مفيد دروس خود براي سال آينده و همچنين ماه عزيز شهريور موفق و مؤيد و مفتح و مخرب و موقر و مفتخر و موثق و مورب و مستطيل و قطر و زاويه و و و ...باشم.



پس بنده ملزم به قبول اين توفيق اجباري هستم ....

خب .حالا چنتا نكته اينور اونوري .از سايتا و انجمنا بگم.



هميشه تي وي شو پرچمش از همه جا بالاتره واسه من ،‌پس اول موضوع مربوط به اينجا:

واللا اين روز ها بحث انتخاب**ات داغه.انتخاب سرپرست ارشد سايتمون.و كانديدا ها همه دوستان منن.صميمي. و بهترين ها.

هر كدوم از انتخاب ها ،‌يك سري فوائد واسه من و انجمن و يك سري هم ضرر واسه هر دو داره.چي هستش ،‌مهم نيست . اما باور كنين خيلي سخته به ساني راي ندم و به عليرضا راي بدم .يا خيلي سخته به علي راي بدم و به ساني كه اينقدرررررررررر دوسش دارم (مثل خواهرم)‌ راي ندم. و همينطور بر و بچه هاي كانديده ديگه....



پس من با اين كه سخت بود ،‌تصميمي گرفتم . خيلي خيلي سخت.باورتون نميشه اما خيلي سخته اين تصميم. تصميم گرفتم راي ندم. اميدوارم اينطوري كسي ناراحت نشه. شايد من آدم ترسويي هستم ،‌چرا ؟‌چون ميترسم راي من حتي با اينكه يكي بيشتر نيست ،‌ اگه يك روز كانديداي من تاييد بشه و روي كار بياد و خراب كنه ، من نتونم خودمو ببخشم شايدم كانديداي ديگه اي كه بهش راي ندادم راي بياره و اون موفق بشه و اونقته كه بازم خودمو نميبخشم.پس تصميم گرفتم.خوب يا بد . ببخشين .




تي وي سنتري ها هم بدونن كه سايتشون باز شد . آدرس جديد : wwww.tvcenter.ir يك دابليو اضافه/

دروازه هفتمي هاي گل گلاب. خيلي دوستتون دارم.خصوصا سرپرست خيلي خيلي گلش رو.الهام عزيزززمم.

و در آخر هم انجمن خوب و نو پا cinemacenter كه انجمن خوبي خواهد شد... مطمئنم.

بسيار خب. بسي گفتيم و اذيت كرديم شما رو .

    حالا شما كمي بگين و خوشحال كنين ما را .

شعر نو از اميرحسين . ك 

(اشاره به قسمت نظرات داشت اين شعر ) 



حالا هم بريم براي پي نوشت هاي پاياني : 


1- بر پدر و مادر كسي لعنت كه اينجا آشغال بريزد.

2- من خيلي خيلي يكي رو دوست دارم.ولي اون به همين زودي ها قراره از من خسته بشه.

3-اين پست اصلا به معني خداحافظي نيست. حداقل تا آخر تابستون،‌از دفتر بابام آن ميشم

4-ميخواستم برم تهران ،‌همين امشب كنسل شد. يكي منصرفم كرد با حرفش.

5-من الآن در حين نوشتن اين پست چندين حالت داشتم ، كه شامل ،‌دوست داشتن ،‌خوشحالي ، عصبانيت ،‌گشنگي ، تشنگي ،‌درد در مفضل هاي پا و . . . بوده.

6-مرده شور بلاگفا رو ببرن.

7-سهميه بنزين ماشين مادر تمام شده در ماه اول.

8-امشب به مهماني امام زمان رفتيم و مجلس رو با دوستان و اراذل به شعبون پارتي تبديل كرديم.(اشاره به نيمه شعبان دارد ، شعبون پارتي)

9-من از يكي يك تيشرت نارنجي خوشمل و يك ادكلن و يك عالمه شوكولات سوقاتي گرفتم.لپّش رو ميبوسم همينجا.

10-من ميدونم و شما اگه نظر نذازين. واسه اين آپ زحمت كشيدماااااا...

11-زندگي خيلي خيلي با من امسال بد بود.اميدوارم بتونم فيكسش كنم.

12-راستي به لطف علي آقا (كاربر hurly ) در انجمن دروازه هفتم ، من وي پي ان دارم الآن.

13- اين عدد ،‌رو خيلي دوست دارم. همينجوري خواستم بگم.

14-خيلي حرف زدم .بعدي ديگه آخريشه.

15- استقلال امروز خيلي ميخندونمون. و سه شنبه هم پرسپوليس پرچمو ميبره بالاي بالا.....


قربون همتــون برم 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/04ساعت 3  توسط اميرخان  | 

چگونه برادر خوبي باشيم ؟؟‌

خب بذارين اول دليلش رو بگم كه چرا اين قضيه فكر رو مشغول كرد؟!!!


تا حالا دختراي زيادي رو ديدم كه داداش هاشون بهشون گير ميدن و يك جورايي جاسوسيشون رو ميكنن.بيشترشون يا بهتره بگم همشونم ،‌داداشاي كوچيكتر بودن كه شايد ميخوان تيريپ غيرت بذارن شايدم فقط قصد دارن اذيت كننن خواهرشون رو.


خب نمونه بارزي كه اين روزها دارم در يكي ميبينم داداش يكي از دوستانمه كه به شدت بهش گير ميده و از طرف خواهرش آخوند خطاب ميشه ،‌بخاطر كارها و گيرهايي كه ميده. به لپ تاپش به موبايلش و كلا قصد فضولي رو داره . البته اين يكي ميخواد بگه غيرتيه ،‌ خب راستش منم  خواهر دارم.كوچيكتر از خودمه البته.

به خودم گفتم كه ما پسرا بيشترمون دوست دختر داريم و وقتي با يك دختر دوس ميشيم كاري نداريم داداشش كيه و خوشش مياد يا نه. و تو دلمون شايد فهش هم بهش بديم.اما اگه يك روز يك پسر بخواد با خواهر خودمون دوست بشه چي؟ تيريپ برندارين آقايون خواهشا كه الآن با خودتون بگين من بي غيرتم . دارم حقيقت رو ميگم.نميتونيم هميشه موبايل خواهرامونو چك كنيم و . . . پس مطمئن باشين اگه شما هم نخواين ولي خواهراتون بخوان ، كار خودشون رو ميكنن. 

اين روزها دوست پسر و دوست دختر واسه خيلي ها طبيعي شده .

براي همين پيشنهاد من اينه به جاي اينكه با خواهرتون بجنگين ،‌تيريپ رفاقت داشته باشين تا اگه هم يك روزي خواست يك دوست داشته باشه ،‌بتونين كنترلش كنين كه كار به جاهاي باريك نكشه... اينطوري بهتره. البته شايد من دارم اين حرفا رو ميزنم ، چون خوهارم به خانواده پدريم رفته و از اُمَل هاي مذهبيه كه حتي هنوز موبايل نداره اما به هر حال نظرم اينه....


آهاي دخت خانوما شما هم ميتونين خواهر خوبي باشينا.فكر نكنين فقط ما بايد پسراي خوبي باشيم...

-------------------------------------------------------------------------------------------------


پيشنهادات: وقتي بدنيا اومدين اگه تك فرزند بودين يك طوري مادرتون يا پدرتون رو بكشين يا يك كاري كنين ديگه بچه دار نشن تا تك فرزند بمونين.چون خيلي خيلي خوبه.


خواهراتون يا برادرتون رو بكشين كه بازم تك فرزند بمونين.


خودتون رو بكشين كه خواهر يا برادرتون تك فرزند بمونن.


دوست دختراتون رو بكشين تا داداشاشون راحت بشن. 


و . . .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/29ساعت 15  توسط اميرخان  | 

بي تو . . . . ! ‌! !‌

       خب الآن من بي تو شدم.خودت ميدوني كه با تو هستم.پش شك نكن.....

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

      واقعا زندگي مزخرفيه.من سالي سه چهار بار حس ميكنم كه واقعا غم دارم.واقعا .خيلي خيلي زياد ،‌ميدوني  

چه زماني اين اتفاق برام ميفته؟‌وقتايي كه سياوش آهنگ جديدي ميخونه.واقعا ديگه از حس خودم خارجم....




و بالاخره آهنگ بي تو از سياوش قيميشي عزيزم..... اين خواننده معركه هستش.بالغ بر 50 بار پشت سر هم دارم گوش ميدم اين آهنگو ،‌هر بار برام جديده



دانلود آهنگ "بی تو" سیاوش قمیشی ( حجم : ، 3.06 مگابایت صوتی ) - لینک 1


Siavash Ghomayshi | Bi To | Download


دانلود آهنگ "بی تو" سیاوش قمیشی ( حجم : 3.06 مگابایت ، صوتی ) - لینک 2

Siavash Ghomayshi | Bi To | Download


دانلود ویدیو " بی تو " با کیفیت HD 

Siavash Ghomayshi Muisc Video | Bito | Download






www.ghomayshi-parast.com  : منبع من براي لينك ها


پيشنهادات :


1-از شركت آشنا اينترنت نگيرين ،‌فقط شاتل و صبا نت.


2- با آهنگاي سياوش زندگي و درد و دل كنين.


3-براي لاغري شدن بهترين ورزش دويدنه. خيلي خوبه.


4-آلبوم بي تو سياوش رو اگه تونستين اورجينالشو بخرين(خودم سفارش دادم به خالم برام بگيره)


5- تو فضاي خاموش آهنگ سياوش رو گوش بدين.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/24ساعت 22  توسط اميرخان  | 

دور از تب و تاب وبلاگ....

خب ،‌مثل اينكه تب و تاب اوليه وبلاگ زدن ما هم پريد ... 

چند روزي ميشه آپ نكردم.خب ،‌الآن هم آپ كردم هم دليلش رو بگم هم ... هم چي؟ مگه حتما بايد دليل ديگه اي باشه؟ دعوا داري ؟ با پشت دهن ميزنم تو دستتاااا.....

خب حالا بريم سر اصل مطلب... كدوم مطلب؟؟مهم نيست.اصلا بيخيال.نميگم اينو.

و امَا دليل اين كه چند وقته نيستم تو نت ؛ اينه كه ميرم دم مغازه پدر جان , و واقعا شكر ميكنم نعمت درس خوندن و تو خونه نشستن.


خب بيخيال.از خوشي ها صحبت كنيم. راستي بر و بچه هاي پرسپوليسي بگن تو 3تا ديدار تداركاتي پرسپوليس يكيشو 5 تا زده يكيشو 6 تا و بازي آخرش رو هم 11 بر يك بُرده. 


خب خبر بد بعدي اينه كه انجمن دروازه هفتم هم هيتلر شد.خيلي ناراحت شدم.


تي وي شو رو گفتن به زودي از هيتلرينگ در مياد.زندگي خوبه ، ميگذره.مشكلات رو ميگذرونيم و فراموش ميكنيم و خوشي ها رو بزرگ ميكنيم و براي همه تعريف ميكنيم و سعي ميكنيم يادمان بماند.وگرنه ميميريم.


راستي اين هواي گرم رو ديدين؟؟؟ تو مشهد كه خيلي خيلي گرمه...دارم ميسوزم....


سريال desprate housewives رو هم شروع كردم.بدك نيست


خب بريم سراغ پيشنهادات :

1- حتما تو وردپرس وبلاگ بزنين ،‌نه تو بلاگفاو


2-هميشه وقتي يك فيلم رو از روي كتاب ميسازن بهتره اول كتاب رو بخوني بعد فيلم رو ببيني.مثل هري پاتر


3-هيچوقت تو باغ تو استخر نرين ، چون پوستتون ميسوووزه.

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/19ساعت 23  توسط اميرخان  | 

هميشه بايد مراقب باشي چي ميگي!!!

 آره ؛ درسته ،‌هميشه بايد حواست به دهنت باشه...چون اگه چيز بدي بگي و يا قرار باشه يك عده رو ناراحت كنه ،‌خب پس آدم حرف دلشو ،‌كجا بزنه؟؟؟ بريزه كجا؟

به قول يك دوست : حقيقت تلخه!!!

خب من ديشب به قول يك دوست ديگه ۱ آپ جنجالي گذاشتم چون اعصاب مصاب ماشين حساب بود ‌،‌اما بعدش به توصيه بعضي دوستان پاكش كردم.البته گفتن ويرايشش كن و درستش كن ولي من پاكش كردم.چون يا حرفمو كامل ميزنم يا اصلا بيخيال.

فقط چون به بعضي ها گفتم بياين بخونين و ممكنه اينو ندونن ميگم پست ديشب پاك شده!!! چون دوستان نزديكم بهم گفتن خيلي خيلي تند پست دادم.و منم به احترام اونا و با اتكا به عقل اونا پاكش كردم.

ولي حرف دلم تو دلم موند......

راستي تي وي شو هم براي بيشتر افراد باز شده.

--------------------------------------------------------------------------------------------

 

خب بريم سراغ مسائلي غير از تي وي شو،‌اول اينكه با مامانم قهرم. اگه اینو الآن خوندی ظهر که اومدی خونه بهم نیشخند بزن تا بیام ماچت کنم مامانجون.

 

كلاس زبان هام دوباره شروع شده و به خوبي ميرم و ميام.

يك خبر تووووپ واسه بر و بچه هاي مشهدي ،‌ بعد از ۶ يا ۷ سال قطار شهري مشهد هم راه افتاد.اين ميتونه از افتخارات اين دولت باشه.

 

بچه ها لينك هاي بچه هاي ديگه رو گذاشتم و در كنارش براتون وبلاگ يك زن بسيااار هنرمند رو هم گذاشتم ،‌بهاره رهنما . اين خانوم كارش خيلي درسته و تو مجله چلچراغ هم نويسنده هستن!!!

 

دلم واسه تهران تنگ شده.اگه بشه براي بازي اول پرسپوليس ميام تهران.آها گفتم پرسپوليس ،‌بگم كه ۷ بر ۱ تيم آلماني رو برده تو كمپ آلمانشون.

بحث فوتبال شد ،‌بگم كه اون يارو هشت پايي كه مسابقات رو پيش بيني ميكنه هم گفته اسپانيا ؛ آلمان رو ميبره. و در ضمن تا حالا همه پيش بيني هاي اين هشت پا درست بوده... حتي صربستان - آلمان رو پيش بيني كرد صربستان ميبره.

بحث فوتبال تموم.

از اين به بعد آخر هر آپ يكي ۲تا پيشنهاد ميدم :

۱-حرف دلتو هميشه خالي كن.(حتي اگه مجبور شدي بعدش پاكش كني)

۲- كتاب پدر خوانده رو هم حتما بخون،‌خيلي توووپه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/04/14ساعت 23  توسط اميرخان  | 

واقعا نميدونم چي بگم!!!

سلام به همه بر و بچز ...

اولا اينكه نگين خانوم خودم ميدونم اين سومين آپمه كه ساعت ۳ زدم  لازم نيست بگي.

دوما اينكه اين وبلاگ هم پديده بديه ها ،‌من معتادش شدم ، و حس ميكنم حتما بايد آپ كنم.ولي چي بزنم؟ و واقعا چي بزنم؟

خب پس ميريم كه داشته باشيم يك گزارش رو با گزارشگر خوب وبلاگ در مورد آپ هاي باحال.

-با سلام خدمت شما دوست داران وبلاگ خواني عزيز. اينجانت اميرحسين كارآمــوز هستم ،‌نويسنده،‌گزارشگر ،‌مالك ،‌تداركات ،‌ و . . . اين وبلاگ.

-خب براي قدم اول گزارش رفتيم به سراغ چنتا از وبلاگا تا بتونيم ايده اي چيزي در بياريم.

اولين قدم: وبلاگ آوا ؛ خب ،‌فكر كنم يكي از پر طرفدار ترين ها باشه كه خيلي ها بهش سر ميزنن ،‌و براش نظر ميذارن ،‌ خوب حالا ببينيم چي ها نوشته ،‌ آخرين مطلبش در رابطه با دوستش الهه بوده كه خب داستان تلخ و حقيقي زندگي دوستش بوده ،‌كه به نظر من هم جذابه ،‌اما يك : من از اين سوژه ها  ندارم تو رفقام فعلا  و دو يككم كار دخترونه اييه

دومين قدم : رفتم تو وبلاگ چنتا از دوستاي ديگه ،‌و بيشترشون يا مطلب عاشقونه گذاشته بودن ، يا شعر و خيلي شعر .راستش واقعا بعضي هاش قشنگ بودا و من هميشه سعي ميكنم شعر ها رو بخونم اما واقعا ديگه كار بيهوده اي شده به نظرم.همش شعر هاي زيبا رو كپي كني بذاري، هر كسي حوصله خوندنش رو نداره. پس اين هم اصلا كار باحاالي نيست اونم چي؟؟؟‌براي يك پسر.

سومين قدم  اسپمر هايي هستن كه تو نظرات براي بالا بردن نظر اسپم ميزنن تو همه وبلاگا و لينك شدن گدايي ميكنن. بدون علت اين هم مردوده اصلا.

چهارمين  قدم : وبلاگ هايي كه بيشترين بازديد كننده رو داشتن،‌رمز موفقيت:‌دروغ و خالي بندي و داستان هاي الكي .مثلا يكي در مورد يك دختر بود كه تو ۱۲ سالگي تبديل به يك زن شده و از اين چرتا.۲۰۰ تا هم نظر داشت و هزاران بازديد كننده. اما خب اگه اين اتفاق براي كسي هم بيفته هيچوقت اين ريسك رو نميكنه بياد بگه تا كسي بفهمه با بخواد الني بگه ميخواد خود كشي كنه.اينا بيشتر عقده اي هايي هستن كه كمبود توجه دارن.پس دروغ تو بلاگ هم مزخرفه.

 

قدم بعدي ،‌فكر كردن ،‌و واقعا چي بايد گفت؟ دوباره بشيني از فيل**تر شدن و اوضاع بد جامعه بگي ؟ 

-خب اينم از گزارش من .ميريم به اتاق فرمان پيش دوست خوبم اميرحسين.

    ممنون و تشكر از اميرحسين گل .واقعا گزارش كاملي بود به نظرم.خب من يك نتيجه گيري ميكنم :

۱- واقعا براي من مهم نيست زياد كه تعداد بازديد كننده هام بره بالا.همين كه ۴ تا از دوستام بيان و حرف دل منو ببينن حتي نظر هم ندن همين كه منو شناختن برام كافيه.

 

۲- منم مثل بقيه دوست دارم وبلاگم باحال باشه اما حدالمكان تلاش ميكنم صادق باشم و شعر هم نذارم

 

-ولي اگه روزي موضوع كم بيارم شايد همين كار ها رو بكنم پس شيطونه ميگه تمام گزارش رو پاك كنم كه اگه بعدا اين كارا رو كردم بهم تيكه نندارين....

اين فرشته ها كجاست باز ؟‌همش اين شيطونه ميگه ولي فرشته ه ساكته.

 

خب بچه ها خارج از جدي بودن ،‌كسي ناراحت نشه خصوصا آوا و . . .  منظوري نداشتم.فقط برداشت هاي خودم بود.

پي نوشت ها :

۱-مامانمم فكر كنم اين وبلاگ رو ميخونه جديدا.پس ميخوام بگم بهت چاكرم.

۲-يكي كه خيلي دوستش دارم هم ميخونه اسمش م . ه هستش.  ببخشين تو چت روم منتظر موندي.

تا ساعتي ۳ ديگر باي.......

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/04/13ساعت 3  توسط اميرخان  | 

امير جوگير مي شود . . . !!!

ميگما ،‌اين وبلاگ زدن هم حال و هوايي داره ها . . .

خيلي باحاله ،‌خوشم اومد.

وبلاگاي بچه ها رو ديدم بعضياشون رو دير به دير آپ ميكنن ،‌فكر كنم كلاس داره . . . !؟!

من الآن جوگير هستم و زود به زود آپ ميكنم ، پس بهم نخندين...آدمو سگ افغاني بگيره ولي جو نگيره...

 

مهسا جان گفته بود از خودم بگم ،‌خب واللا نميدونم از خودم چي بگم ؟!‌تعريف كنم ، ميگن مغروره ،‌تعريف نكنم فكر ميكنن چه بدرد نخوري هستم ،‌كه البته نميدونم هستم يا نيستم...به هر حال.

 

راستي قرار بود جوك نگم تو اينجا ولي الآن يك اس ام اس اومد ، ميخوام بذارم براتون ‌، نا سلامتي جو گير شديم ديگه...:

به تركه ميگن لباس سياهتو بپوش بابات مُرده ،‌ميگه : نه ! يك چيزي شده شما نميخواين به من بگين!!!

(ترك هاي عزيز ناراحت نشين ، تقصير خودتونه ديگه ،‌تا نباشد چيزكي ،‌مردم نگويند چيز ها)

 

ميگما اين نظر دادن هم پديده جالبيه ،‌خوشم مياد ازش...

امشب شب خوبي بود برام ، جاتون خالي رفتيم باغ ، و همه حاجي ها و مذهبي ها هم بودن به همين علت بزن و بكوب نداشتيم ،‌ساعتاي ۱۲ بود ماشينا رو زديم بيرون كه بريم ،‌يكي ضبط رو روشن كرد و آهنگ گل پري جون آرمين نصرتي رو گذاشت ،‌ما هم كه اراده از دستمون خارج و بار سنگين نوه بزرگ رو دوشمون ،‌مجبور شديم بريم وسط ، باورتون شايد نشه ، فقط بگم همه پيرمردا و حاجي ماجي ها رفتن ،‌ما هم برگشتيم داخل و تا ۲ رقصيديم و دم(من رقصيدم يعني ).... ..خيلي خيلي خوش گذشت اين آخر مجلس. قبلش هم من و بابام بُرده بوديم تو پاسور از شوهر عمم و پسر عمم ،‌ و بدبختا رفتن ساعت ۱۱ شب ۵۰ تا ايستك خريدن آوردن و خورده بوديم  ،‌و كلا شب ،‌شب باحالي بود...پس واقعا جايز هستش كه از آرمين نصرتي عزيز هم تشكر كنم...

 

كلام آخر : بر و بچه هاي كنكوري خصوصا يك عزيز كه امروز كنكور تجربي داشت ،‌اميدوارم بهترين رتبه ها رو بيارين و بورسيه بشين و از اين خراب شده برين . . .

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/04/11ساعت 3  توسط اميرخان  | 

چگونه مثل آب حرص بخوريم؟؟؟

خب براي تحقق يافتن اين امر بهتون توصيه ميكنم يك اوسكل كه به اصلاح خودش خيلي معتقده رو پيدا كنيد و بشينين پاي چرت و پرتاش.

انجمني كه من خيلي دوسش دارم خودشو و يك ساله كه اونجا عضوم و باهاش زندگي كردم حدودا ،‌نزديكه يك ماهه في*=لتر شده و ما به بدبختي ميريم و ميايم.

حالا امروز در قسمت انتقدات و پيشنهادات سايت دوست عزيزي برامون پستي داده بودن كه شما رو دعوت ميكنم تيكه هايي از اون رو بخونينش....!!!!

"با عرض سلام به همه نوجوانان و جوانان عزیز
روی صحبت من در این نوشته مدیران و گردانندگان اصلی این مجموعه هست
میخواهم از این عزیزان بپرسم هیچ میدانند نوع و محتوی فعالیت این سایت شامل چند بند از قوانین جرائم رایانه ای میشود!؟
آیا بهتر نیست این دوستان قوانین موجود را یک بار کامل مطالعه فرمایند تا نه برای خودشان و نه برای بقیه کاربران مشکلات ناخواسته پیش نیاید!؟
آیا میدانند مجموعه سریالهای خارجی که در این سایت در مورد آنها بحث و برسی میشود در صورتی که پالایش نشوند همگی جز محصولات فرهنگی غیر مجاز تلقی میشوند که در چهارچوب جنگ نرم بر علیه کشورهای مستقل و اسلامی تهیه شده تا با رواج نوع خاصی از ایدوئولوژی و فرهنگ غربی روح و روان نسل جوان ما را آلوده سازند!؟
آیا باز هم این عزیزان انتظار دارند تا محدودیت این سایت برداشته شود!؟
چرا این عزیزان با علم به اینکه ادامه فعالیت یک سایت فیل تر شده طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران (که این سایت ادعای تبعیت از آن را دارد) جرم تلقی میشود همچنان فعالیت سایت را ادامه داده اند!؟
با گزارشات واصله و در صورت صلاحدید مسئولان با گردانندگان این مجموعه احتمالا برخورد قضایی مقتضی صورت خواهد گرفت، اما چرا این عزیزان کاربران را از این مصداق مجرمانه آگاه نمی کنند تا خدایی نکرده مشکلی برای آنها پیش نیاید!؟
آیا بهتر نبود در صورت اعتراض گردانندگان این مجموعه، فعالیت سایت به حالت تعلیق درمی آمد تا امور از مجاری خود به گردش درآید و مشکلی بر مشکلات قبلی افزوده نشود!؟
آیا کاربران میدانند در بخشهای مخفی و خصوصی این سایتها چه نوع فعالیتهایی دنبال میشود!؟
متاسفانه اهداف اقتصادی باعث میشود تا عده ای نه تنها خود بلکه دیگران را هم به زحمت بیندازند
از همه کاربران عزیز خواهش میکنم نسبت به این موضوعات آگاهانه برخورد کنند تا امور از مجاری خود دنبال شود"

----------------------------

بسي لذت برديم و حرص خورديم از چرنديات اين دوست كودن عزيزمون،‌ به ۲ نكته اشاره ميكنم :

 

۱- تا چنين احمق هايي هستن ،‌ما چيكار ميتونيم بكنيم ؟

۲-اصطلاح جنگ نرم ريشه در كدام ادبيات و فرهنگ دارد؟

۳-اگه ما كساني هستيم كه نبايد وقتي تي وي شو خيلتر بود ميرفتيم توش ، پس خودش چرا اومده؟؟

اگه شما تونستين به اين سوالات پاسخ بدين ، حتما برام نظر بذارين !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/10ساعت 3  توسط اميرخان  | 

آماتور

خب...ديگه وبلاگ نويسي هم خز شد ،‌چرا؟ چون اميرحسين هم وبلاگ زد.


خيلي وقته دوست دارم وبلاگ بزنم،‌اما هميشه با خودم ميگم ،‌توش چي بنويسم؟ چي باشه كه تكراري نباشه؟

به هر حال دوست داشتم يكيشو امتحان كنم ، زياد سخت نگيرين هنوز بهش.به ارباب لبخند زدن ميگم ،‌بله اين اسم اين وبلاگه آماتوره.

هر چي فكر كردم ديدم 2 چيز هيچوقت از مُد نميفتن ،‌يكي خوردن غذا و يكي هم خنديدن.

به هر حال من عاشق خنديدن و خندوندن همه هستم.

نه اشتباه نكنيد ،‌اين وبلاگ اصلا قرار نيست توش جك قرار بگيره ،‌قراره جايي براي خالي كردن حقايق تلخ زندگي نوججوون ايروني ،‌شوخي هاي بامزه وبي مزه من ،‌گله وشكاباتم از زندگيم و . . .  باشه.همين و بس.

و حاضرم شرط ببندم اين وبلاگ ميتونه بالاخره لبخند رو لبات بياره ،‌حتي اگه اخمو خيلي دوست داشته باشي و باهاش رفيق 6دانگ باشي.


به هر حال اينم شروع آماتور

+ نوشته شده در  شنبه 1389/04/05ساعت 23  توسط اميرخان  |